معين الدين محمد زمچى اسفزارى
317
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
درون شهر نيز جماعتى آلات حرب و ضرب را ساز داده مستعد رمى و رجم و پيكار گشتند تا مدت چهل روز ميان جانبين محاربه قايم و مكاوحت دايم بود « 1 » و متعاقب تير چرخ و ناوك و سنگ منجنيق و قوارير پرنفط و زوپين « 2 » و سنگ « 3 » فلاخن از نشيب بفراز و از فراز بنشيب مىرفت و مىآمد « 4 » تا اهل بغداد بيطاقت شدند ، خليفه برقرار سابق از وزير ناموافق « 5 » و دوست پيدا و دشمن پنهان طلب راى صواب و حل عقدهء مشكل از هرباب مينمود ، « 6 » [ كه علاج اين عارضه و تدبير اين واقعه چيست ؟ و از سر درد چون ابر زارى ] « 7 » وزير چنين تقرير كرد كه : درين شهر سپاهى كه بامداد او بر خصم غالب توان شد نيست و لشكر مغول از حد و نهايت متجاوزست و هرروز غلبه و استيلاى ايشان بيشتر و مواد صبر و احتمال و قرار و ثبات اهل شهر كمتر مىشود ، صلاح جانبين در آن مينمايد كه امير المؤمنين ترك مكاوحت كند و برگ مصالحت سازد ، و بطوع و رغبت ، بىرعب و هراس و دهشت « 8 » پيش هلاكوخان رود ، « 9 » [ كه لامحاله مقصود ايلخان ازين حركت طمع مال و رغائب و نيل طرايف و غرايب خواهد بود ، خليفه حصول غرض او را بقبول مقرون فرمايد و بعد از وقوع
--> ( 1 ) - مج : دايم بود و متعاقب . مك . مد : دايم و متعاقب . ( 2 ) - مج : و قوارير پر نفط و روئين . مك : و قوارير نفط و زوبين . و زوبين : حربهايست نيزه مانند كه آن را بجانب دشمن بيندازد - آنندارج . ( 3 ) - فلاخن : بفتح فاوخا : آلت سنگاندازى كه از رسن دو تا سازند - آنندراج . ( 4 ) - مج : مىرفت و مىآمد تا اهل . مك . مد : مىرفت تا اهل . ( 5 ) - مج : ناموافق و دوست پيدا و دشمن پنهان طلب راى . مك : ناموافق طلب راى . ( 6 ) - عبارت : [ كه علاج اين عارضه و تدبير اين واقعه چيست و از سر درد چون ابر زارى ] از زيادات مج مىباشد . ( 7 ) - در اصل : « چون ابر آزارى » شايد درست آن : « چون ابر زارى ميكرد » يا « چون ابر آذارى زارى ميكرد » يا « چون ابر آذرى زارى ميكرد » بوده است . و « آذار » نام ماه دوم از ماههاى رومى كه بعد از ماه شباط و پيش از ماه نيسان است . ( 8 ) - مج : و دهشت پيش هلاكورود . مك : و دهشت هلاكوخان رود . ( 9 ) - عبارت : [ كه لامحاله مقصود ايلخان . . . و پر تهىمغز گشته ] از زيادات مج مىباشد .